جستجو

تاريخ انتشار : 92/11/29 - 08:57
سردار سرحد دار اورمیه جمشید خان مجدالسلطنه افشار
سرزمین اورمیه از روزگاران دیرباز بعلت موقعیت مهم جغرافیایی و واقع شدن در کنار کشورهای بزرگ روسیه و امپراطوری عثمانی سابق شاهد پیش آمد و حوادث ناگوار و گوناگونی بوده است. سرداران نامی ایل افشار ساکن این ناحیه زیبا طی چهار قرن از دوران سلسله صفویه تا پایان سلطنت قاجاریه در اغلب جریانات تاریخی کشور و جنگهای متعددی که با خارجیان انجام می‌گرفت، نقش اساسی داشتند. در این نگاهی مختصر به زندگی یکی از این بزرگمردان تاریخ ایران که برای حفظ سربلندی و پاسداری از مرزهای کشور فداکاریها و جانفشانی‌ها کرده است،

 اشاره:

سرزمین اورمیه از روزگاران دیرباز بعلت موقعیت مهم جغرافیایی و واقع شدن در کنار کشورهای بزرگ روسیه و امپراطوری عثمانی سابق شاهد پیش آمد و حوادث ناگوار و گوناگونی بوده است. سرداران نامی ایل افشار ساکن این ناحیه زیبا طی چهار قرن از دوران سلسله صفویه تا پایان سلطنت قاجاریه در اغلب جریانات تاریخی کشور و جنگهای متعددی که با خارجیان انجام می‌گرفت، نقش اساسی داشتند. در این نگاهی مختصر به زندگی یکی از این بزرگمردان تاریخ ایران که برای حفظ سربلندی و پاسداری از مرزهای کشور فداکاریها و جانفشانی‌ها کرده است، پرداخته می‌شود.

 

جمشید خان اردشیر افشار ملقب به "مجدالسلطنه" فرزند اردشیرخان سرتیپ و نوه یوسف خان شجاع الدوله افشار قاسملو می‌باشد.

اجداد مجدالسلطنه در سرحدات اورمیه و سایر نقاط  سرحدی مملکت ایران فداکاریها نمودند. چنانکه عسگرخان سرتیپ برادر یوسف خان شجاع الدوله در این راه به شهادت رسید. جمشید خان هم به تبعیت از این پس از اتمام تحصیلات در اورمیه و شاگردی ملا محمدرضا نعمتی از شاعران و معلمان اورمیه به خدمت نظام وارد و تا درجه امیر تومانی ترقی کرد. جمشید خان بعنوان سرحددار و حاکم در شهرهای آذربایجان‌غربی به خدمت پرداخت.

 از آنجایی که  برخی عشایر مرزی از قدیم الایام بعلت تعدیات در روستاهای آن مناطق مزاحمت‌های فراوانی برای مردم ایجاد میکردند. با پیروزی انقلاب مشروطیت یکی از افرادی که به خوبی از فرصت ایجاد شده استفاده کرد، مجدالسلطنه بود که در پی دستگیری متهمین به قتل کشیش آمریکایی که در زمستان 1282 به هنگام عزیمت از خوی به اورمیه کشته شده بود. با چیرگی مشروطه خواهان که موفق به تسلط بر شهر اورمیه  شدند، این پیگیری از یک طرف و تهدیدی که از ناحیه عشایر امنیت اورمیه را به خطر انداخته بود و نیز کینه شخصی مجدالسلطنه از عشایر مزبور، باعث شد تا زمینه برای حمله به آنها فراهم شود.

 پس از مشروطیت از نهضت آزادیخواهی هواخواهی کرد. اما در این زمینه زیاد تند نرفت. اهالی اورمیه پس از اعلان مشروطیت به دو دسته تقسیم شدند. عده‌ای طرفدار او و عده‌ای مخالف او بودند. در اثر این اختلاف مجدالسلطنه شهر را ترک کرد و در املاک وسیع خود اقامت گزید، اما پس از عزیمت وی در شهر ناامنی پیدا شد. سفارت روس تقاضای تأمین امنیت کرد. هم در پناه اوضاع سیاسی مغشوش به شهر تاخته بودند و گمرک اورمیه در برادوست در تصرف آنان بود. آنها در پناه نیروهای نظامی عثمانی به ایران یورش برده بودند.

نیروهای عثمانی از دوسو وارد خاک ایران شدند. یک دسته از سپاهیان آنها از سوی عراق به پشتکوه و دسته دیگر از سوی آذربایجان پیش آمدند. عثمانی ها بواسطه عشایرها که حامیان سنتی آنها بودند، به پیشرفت هایی دست یافتند. البته اختلافات ایران و عثمانی یشتر از این تاریخ در گرفته بود و عثمانی ها مدام عشایر را برای حمله به خاک ایران تحریک می‌کردند.

 در سال 1284، در اثر تلاش سفرای انگلستان و روسیه کمسیون مرزی تشکیل شده و احتشام السلطنه مخالف عین‌الدوله صدراعظم وقت و از مشروطه خواهان برای حل و فصل اختلافات مرزی با عثمانی به عنوان نماینده ایران در کمسیون فوق اعزام شده بود. علی رغم تلاش او مذاکرات به نتیجه ای نرسید و بیماری نماینده عثمانی یکی از دلایل تأخیر در این مذاکرات بود. این کمسیون با استقرار مشروطه و انتخاب احتشام السلطنه به نمایندگی مجلس شورای ملی و عزیمت او به تهران عملأ تعطیل شد. ولی مناقشات مرزی همچنان ادامه داشت و از سوی عثمانی ها تشدید می شد. با شکست این کمسیون، مجدالسلطنه سپاهی را تدارک دید و به نبرد با عشایر شتافت.

 با اینکه اردو فوق‌العاده منظم و عده آنها کافی بود پس از زد و خورد جزئی با عشایر در چمن انبی دوباره عثمانیان از آنها پشتیبانی نموده و منجر به شکست و عقب نشینی اردوی مجدالسلطنه گردید.باز عشایر جری تر شدند، مجدالسلطنه در آن موقع که عثمانی ها بخشی از آذربایجان را تصرف و از دست تزار خارج ساخت و انجمنی بنام " اتحاد اسلام" تشکیل داده بودند، در تبریز اقامت کرد و روزنامه " آذرآبادگان" با پول مجدالسطنه به مدیریت محسن خان رفعت و نویسندگان میرزا تقی خان رفعت به زبان ترکی در تبریز منتشر می شد و گفتنی است مجدالسلطنه کتابخانه مفصل و موزه گرانبها داشت، از این رو پس از ورود قوای روس به اورمیه قبل از همه به سراغ خانه مجدالسلطنه رفتند.

 علاقجات و موزه او شامل کتابهای خطی و پر از مینیاتورهای قدیم و نایاب بود و بیست و پنج عدد از این کتابها چنان نایاب بود که در کتابخانه معروف لندن هم نسخه آنها پیدا نمی‌شد. بیست عدد تابلوهای بزرگ و قدیم کار نقاش‌های زبردست، شانزده هزار سکه از دوره اسلامی تا قاجاریه، تخت‌های خاتم، خوان‌های خاتم، فرش و پرده‌های ذی قیمت، اسباب نقره، طلا و سایر اشیا قدیمی او را توصیف نمودند و در تفلیس و در باطوم به ژنرال کنسول تفلیس و سفارت باطوم برده به فروش رساندند و همه آنها از بین رفت.

 جمشیدخان مدتی والی آذربایجان شد و پس از شکست روس ها به قفقاز رفت و در آنجا با حاجی میرزا عبدالرحیم طالبوف یکی از بزرگان اهل قلم جمهوری آذربایجان مراوده و مکاتبه داشت.

در جنگهای جهانی اول و با هجوم مهیب بار آسوریان و ارامنه به خاک ایران اوضاع آذربایجان در شهرهای اورمیه و سلماس بیش از همه وخیم تر شده چنانکه با سرازیر شدن جیلوها که از ارتش عثمانی شکست خورده بودند، تحت حمایت اشغالگران روس قرار گرفتند.

وقتی که روسها ایران را تخلیه کردند،انگلیسها برای جلوگیری از پیشروی عثمانیها، با وعده هایی یک نیرویی 6000 نفری مرکب از جیلوها و گروه کمتری از ارمنیها با شرکت چند افسر روس و فرانسوی اقدام به تشکیل قوای مسلحه نمودند.

 این نیرو در اسفند 1296 اختیار اورمیه را بدست گرفت و به زد و خورد با نیروی عثمانی که نقشه پیشروی به سوی اورمیه را داشتند پرداخت. ارامنه طی شش ماه حضور خود در اورمیه و سلماس چنان قتل و کشتاری به راه انداختند که تعداد کشته‌ها از پنجاه هزار نفر گذشت و این در شهر خالی از سکنه شده و تا برای خود ارمنستان بزرگ تشکیل دهند. آنان در یک روز فقط ده هزار نفر را به قتل رسانند و جایی برای حیات و آبادانی باقی نماند. پس از ورود عثمانی به نواحی غربی آذربایجان و گریختن آسوریان به سبب کشتار اهالی شهر تعداد چهل و پنج هزار نفری از آنها به طرف سلدوز حرکت کرده، از آن جا از نزدیک ساوجبلاغ ، خود را به صائین قلعه افشار یعنی محل اقامت انگلیسی‌ها می‌رسانند.

مجدالسلطنه افشار که چندی بود بواسطه فشار روس‌ها از اورمیه مهاجرت کرده و در اسلامبول می‌زیست در این ایام با چند تن از فدائیان ایران که به اسلامبول مهاجرت نموده بودند از آنجا حرکت به تبریز وارد شده، چون مغلوبیت مسیحیان را در مقابل قوای عثمانی یقین کرده بود، آزادیخواهان به حوالی میاندوآب آمده و در قریه حسین آباد نشسته منتظر عبور مسیحیان می‌شود. او در کوه سولی تپه در نزدیکی میاندوآب کمین می‌کند و با یک عراده توپ و قوای شصت نفری مجدالسلطنه بسوی جیلوهای فراری حمله می‌کنند.

 وقتی که مسیحیان با آن ازدحام  وارد دره سولی تپه شدند، مجدالسلطنه و آدم های مشارالیه با یک حمله ناگهانی با توپ و تفنگ آن‌ها را گلوله باران می‌کنند. با این وضع آشفته آسوریان رو به بیابان نهاده و عده ای به روستاهای مسلمان پناهنده می‌شوند و عده زیادی به سزای اعمالشان رسیدند. اما سواره نظام مسیحیان دوباره برگشته، تعدادی از آنها در مقابل مجدالسلطنه مقاومت می‌کنند تا کلیه بازماندگان از دره گذشته و با هیئت اجتماع خود فرار می‌کنند.

 از طرف دیگر آنها را تعقیب، عده ای مسیحی کشته و اسباب و وسایلی را که با خود از اورمیه آورده بودند، تمامأ در آن نواحی ریخته، نصیب اهالی روستاهای میاندوآب و غیره گردید.

توپی که مجدالسلطنه همراه آورده بود از آنجایی که پشت سر هم به کار انداخته شده بود، لوله شان شکاف خورده و از کار افتاده و چند نفر از تفنگچیان وی هدف گلوله مسیحیان گردید.

بعد از متارکه جنگ جهانی اول، ارامنه نصارا و جیلوها از مجدالسلطنه به انگیلسی ‌ها شکایت کردند. انگیلسی‌ها وی را توقیف و مدت ده ماه حبس نمودند و از آن به بعد او مریض احوال می‌شود. خانواده وی از دولت وقت وثوق الدوله اصرار می‌کنند که به اورمیه در املاک خودشان برگشته و درآنجا زندگی می کنند و یا به قفقاز بروند که مورد قبول واقع نمی شود. مجدالسلطنه اهل فضل و کمال بود و از تألیفات وی در مدت اقامت در تفلیس تألیفاتی دارد که کتابهای "عشق ارغوانی" ،"طوق لعنت" و "ماشااله خانم" را به چاپ رسانید. جمشید خان دارای دو فرزند پسر و چهار فرزند دختر بود که از میان آنها جمال خان افشار در علم حشره‌شناسی و مستوره افشار از رؤسای انجمن نسوان وطنخواه ایران به شمار می‌رفتند. مجدالسلطنه در تهران درگذشت و در ابن بابویه قبرستانی در شهر ری به خاک سپرده شد.

منابع:

1-      بزرگان و سخن سرایان آذربایجان غربی، محمود رامیان، محمد تمدن، علاالدین تکش، ص 54

2-      صمد سرداری نیا، قتل عام مسلمانان در دو سوی ارس، انتشارات اختر، چاپ دوم 1385، ص 23 تا 26، 113 تا 115

3-      احمد کسروی، تاریخ مشروطه ایران، انتشارات امیر کبیر، تهران 1346 ص 25 تا 251

4-      مهدی مجتهدی، رجال آذربایجان در عصر مشروطیت، به کوشش غلامرضا طباطبایی مجد، انتشارات زرین، چاپ اول ص 37 -38

5-      تحولات غرب آذربایجان، به کوشش علی ططری و رحیم نیکبخت انتشارات مجلس شورای اسلامی – چاپ  اول صص 428-429

منبع خبر : مجید خلیل زاده
نظرات كاربران :
نام :
ايميل :
متن نظر : * 
 
متن بالا را وارد نماييد* 
 
آخرين اخبار
پر بازديد ترين مطالب
صفحه اصلي | نقشه سايت | تماس با ماتمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به نويد آذربايجان می باشد و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.
طراحي سايت و بهينه سازي سايت توسط سارگون